تبلیغات
تلخند

تلخند
فرقی نمی کند گودال کوچکی باشی یا دریای بیکران! زلال که باشی آسمان در توست... 
نویسندگان
سنگرهای صفر و یکی
از دست ندهید!
سلام
به روز کردن وبلاگ، در عصر تلگرام و اینستاگرام و...، علاوه بر حوصله، موضوعی قابل طرح هم می خواهد.
انگیزۀ این پست من، یادداشت خواندنی حجت الاسلام رسول جعفریان است که دربارۀ وزیر علوم دولت دوازدهم در کانال تلگرامی ایشان منتشر شده است. فارغ از اختلاف نظرهایی که در مباحث  سیاسی وجود دارد، و همینطور مخالفت صاحب این وبلاگ با برخی از نکات مطرح شده در یادداشت، کلیت آن بسیار خواندنی و علاوه بر آن «مفید» است. چراکه با دغدغۀ علمی و فرهنگی نوشته شده است.
به قول اساتید تصحیح متون، علی رغم اشکالات سهوی نگارشی، به متن وفادار مانده ام!
بخوانید و لذت ببرید:
رئیس دولت چه وزیری برای وزارت علوم انتخاب خواهد کرد؟
قصد نوشتن یادداشت سیاسی آن هم در این کانال را ندارم. اگر مطلب ذیل را می نویسم، بیش از همه، به خاطر حرمتی است که در سالهای اخیر، سعی می کنم برای علم بگذارم و ذهن دانشجویانم را روشن کنم. امروز در خبرها خواندم که کسی به رئیس دولت توصیه کرده بود که برای وزارت علوم، فردی را برگزیند که بتواند به آزادی های سیاسی در دانشگاه ها احترام بیشتری بگذارد و از محدودیت ها جلوگیری کند. بنده قصد مخالفت با آن مساله و ورود در آن را ندارم، اما عرضم این است که دانشگاه، اول و آخرش، عرصه علم و دانش است. بحث مهم اش، دانایی است که روی سه پایه دانشجو، استاد، و نظام آموزشی است. تجربه ما از دانشگاه در طول این نزدیک به نود سالی که بر آن گذشته، این است که هیچ گاه علم دردانشگاه های ما جدی نبوده است، هیچگاه. اگر دانش از بیرون تزریق نمی شد، این دانشگاه ها، علوم شان، همان علوم قدیمه بود. در طول این نود سال، مدیرانی خوبی در راس دانشگاهها بوده اند، اما ما در زمینه «علم» راه به جایی نبرده ایم. بهترین های از دانشجویان و گاه اساتید ما، از این کشور رفته اند، و این فقط یک اشکال از صدها اشکال ما در اداره امور دانشگاهی و علمی بوده است. فکر کردیم اگر دانشگاه ها را توسعه بدهیم، مشکل حل می شود. قطعا فکر خطایی بود. صدها هزار دانشجو، که غالبشان وقتی فارغ التحصیل می شوند، کمترین دانش تخصصی در رشته خود ندارند و بکاری نمی آیند. این را بدون تعارف می گویم. مسلما کار توسعه دانشگاه که از روی عدم خبرویت بود، یک معضل مهم بوده و هست و کمترینش آن که ما به جای کیفیت، دنبال کمیت افتادیم. حالا صدها هزار فارغ التحصیل داریم که البته چون دانشگاه رفته اند، از دیسیپلین بهتری برخوردارند، اما نه برای آنها کار داریم، و نه آنها دانش جدی برای کارسازی و تأثیر گذاری علمی در نظام جاری اقتصادی و فنی کشور را دارند. فکر کنید، هزاران دانشجو در رشته قرآن و حدیث، علاوه بر هزاران طلبه که همین ها را می خوانند و خدا می داند که اینها چه می خوانند. به همین قیاس در باقی رشته های علوم انسانی. حتی رشته های مهندسی هم همین وضعیت را دارد. نمی دانم این گزارش درست است یا نه، می گویند ایران، بعد از امریکا، بیشترین دانشجوی مهندسی دارد، اما همه کارها باید به چینی ها سپرده شود که نمونه اش همین خط آهن بود که دیروز دیدیدیم. حالا می خواهیم وزیر انتخاب کنیم. لطفا به این مسأله  فکر کنیم، به دانش که باید از این دانشگاه بیرون بیاد. بگذریم که عده ای هستند که اصلا باور به دانشگاه ندارند، و آن را امری زاید می دانند. عده ای هستند که می خواهند علوم طبیعی را هم از قرآن و حدیث و متون قدیمه استخراج کنند. کسانی دنبال آن هستند که بگویند تمام آثار علمی غربی و فاسد است، گرچه خودشان در این سی و اندی سال، چیزی تولید نکرده اند که گره ای بگشاید. اما فارغ از اینها، جامعه ما علم دوست است، ولی راه و چاره را نمی داند. صرفا بر اساس تجربه های جاری و نظامی که دولت ساخته، همه دنبال گرفتن مدرک هستند. به نظر می رسد حجم دانشگاه های ما می تواند تا یک سوم کاهش یابد و به جای آن، نیروهای کار، برای کار فنی در کارخانه ها و کارگاهها درست تربیت شوند. شخصیت و اعتبار اجتماعی و حقوق مکفی به آنها داده شود تا تصور نشود فقط دانشگاه رفتن راه موفقیت است. مسیر دانشگاه، تنها مسیر اداره جامعه، بالا بردن سطح توان فنی جامعه، تقویت تکنولوژی نیست. این امور، بیش از همه از کارگاهها و موسسات و آموزشگاههای بیرون از دستگاه دولتی بر می آید. وقتی نیروی جوان دانشگاه می آید، و دانش صوری فرا می گیرد، از کار عملی و فنی هم عقب می افتد. ببخشید، نمی خواستم این قدر پرت و پلا بگویم. قصدم این بود که ما وزیری برای وزارت علوم می خواهیم، سنگین و رنگین، به علم بیندیشد. مدام به فکر اصلاح نظام آموزشی باشد. به نیروهای خلاق میدان بدهد .از خط و خط بازی در دانشگاه بپرهیزد. فقط و فقط به دانش فکر کند. مشکل اصلی عقب ماندگی ما همین «علم» است. تا وقتی نداریم، صدها نوع تحریم پشت سر هم خواهد آمد و ما کاری از پیش نخواهیم برد. ما مردم مقاوم هستیم، اما نمی خواهیم فقیر باشیم و مقاومت کنیم. ما هم حق زندگی داریم. ما نیازمند یک دانش خوب هستیم تا کشاورزی را متحول کنیم. ما نیازمند شیمی دانان درجه یک هستیم تا بتوانیم در زندگی هزاران شاغل و صدها تولیدی، تحول ایجاد کنیم. ما دانشهای بنیادین را می خواهیم تا بتوانیم در پزشکی و جز آن حرف اول را در دنیا بزنیم و پول و رفاه برای مملکت بیاوریم. می بینیم که در یک دوره، کشف یک ترکیب تازه، تمام ظروف مصرفی را در یک مقطع عوض می کند و میلیونها و میلیاردها دلار را نصیب دیگران می کند. ما باید با مصیبت نفت را بفروشیم و حاصل آن را از اشغالهای دیگران که ناچاریم بخریم. امروز بیشتر دانشگاه های ما، فقط دبیرستانهای بزرگ هستند.
یاحق
محض جستجو:
رسول جعفریان، یادداشت رسول جفریان، یاددداشت رسول جعفریان، حجت الاسلام و المسلمین رسول جعفریان، یادداشت حجت الاسلام و المسلمین رسول جفریان، علم، یادداشت درباره علم، دانشگاه، یادداشت درباره دانشگاه، دولت دوازدهم، دولت روحانی، وزیر علوم، وزارت علوم، یادداشت رسول جعفریان درباره وزیر علوم، یادداشت رسول جعفریان درباره وزیر علوم دولت دوازدهم، تلخند، وبلاگ تلخند، احمد طحانی.



طبقه بندی: فرهنگی،
برچسب ها: رسول جعفریان، وزیر علوم، دولت دوازدهم، وزارت علوم، یادداشت،
[ شنبه 7 مرداد 1396 ] [ 01:38 ق.ظ ] [ احمد طحانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گاه خنده ای تلخ و گاه تلخی یک خنده، وجودت را در آتشی غریب می سوزاند...
اینجا غمکده ای است، پر از درد رفتن...
و تماشاکده ای است، لبریز از جدایی...
اینجا دنیاست!
سرای بی کسی...
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
کمی رسمی تر
مقاله
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
بک لینک طراحی سایت